نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
ريحانه النبي سلام الله علیها

ريحانه النبي سلام الله علیها

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

جمعه، 14 امرداد، 1384

 

                                 جايی برای عياشی اجانب!

با خبر شديم که... به زودی يک مجتمع سياحتی تفريحی اقامتی توسط ارامنه در سواحل قشم راه اندازی می شه!

در اين مجتمع ارامنه و خارجيان می تونن بدون محدوديت های موجود در ايران تفريح کنن و قواعد اسلامی و برخی محدوديت ها در اين مجتمع حاکم نيست.

علی اکبر عين الهی معاونت سياحتی منطقه آزاد قشم در اين زمينه گفته: آژانس مارينا که متعلق به يک بانوی ارمنی است مجوز احداث اين مجتمع و پلاژ مشترک بانوان و آقايان را در سواحل قشم دريافت کرده. وی در ادامه فرماييدن: آژانس مذکور درخواست احداث مجتمعی را داده که ارامنه و خارجيان بتونند طبق قوانين ارمنه در آنجا تفريح و جشن ها و مراسم( يا همون عياشی گری!) خود را برگزار کنن. به گفته اوشون ايجاد اين مجتمه می تونه در جذب گردشگران خارجی و همچنين ارمنه به منطقه آزاد قشم موثر باشه. با احداث چنين مراکزی می توان گردشگران را از دبی که در حال حاضر به قلب گردشگری منطقه تبديل شده به قشم جذب کرد!!!؟؟؟ در ادامه افاضات فرمودن: مجوز اوليه اين مجتمع در تهران صادر شده و مجوز ثانويه آن در استان صادر خواهد شد. به گفته وی ورود مسلمانان ايرانی به اين مجتمع مجاز نيست و تنها ارامنه و خارجيان می تونند وارد آن شوند(زرشک!).

حضرت عين الهی در ادامه فرماييدن که با اين اقدام میتونيم فرصت های مسافرت و تفريح(يا همون عياشی!) را در داخل ايران فراهم کنيم و از هدر رفتن مبالغی که ايرانيان برای تفريح در مراکزی همچون دبی هزينه می کنن جلوگيری می شه(آخي! چه دلسوز بيت المال!)..... تا فرصت بعدی علی يارتون.. راستی نظر..

 

 پيام‌هاى ديگران

شنبه، 4 تیر، 1384

 

سلام...

حالتون چطوره؟ فرا رسيدن ايام شهادت يگانه بانوی عالم هستی و ريحانه الرسول حضرت فاطمه الزهرا سلام اله عليها رو تسليت عرض ميکنم.حدود يکسال است که آپديت نکردم و حسابی شرمنده ام. شرمنده همه بروبچ با مرام و با معرفت که همواره لطفشون رو از اين حقير دريغ نکردن. آقا دمتون گرم و وجودتون پايدار!

اما خدايی تو اين يکسال خيلی گرفتار بودم مساپل کاری و مالی و باری! و هزار تا گرفتاری ديگه همه و همه دست به دست هم دادن تا از اين فضا پر از محبت و رفاقت دور باشم. آخرين و مهمترينش هم دور از جون شما!!! متاهل شدنم بود. ان شاء اله نوبت شما!(بلا به دور!). در هرصورت ايام فاطميه پارسال رفتيم و فاطميه امسال اومديم. به اميد اينکه دوباره محفل ريحانه النبی مثل گذشته از حضور پر مهر رفقا گرم و صميمی باشه. از احوال پرسی و چاق سلامتی بگذريم و بريم سراغ اصل مطلب:

طرح تروريستی آمريکا عليه ايران

روزنامه فلسطينی المنار از طرح مشترک خرابکاری آمريکا و رژيم صهيونستی با مشارکت يک کشور عرب حوزه خليج فارس در ايران خبر داد به نوشته اين روزنامه بيش از دو ماه است که در ساختمان سفارت آمريکا در بغداد کادر ويژه ای که مسيوليت آماده سازی و برنامه ريزی نظارت بر گروههای تروريستی را برعهده دارد تشکيل شده است. بنابر اين گزارش سفارت آمريکا در بغداد شماری از اعضای اين گروه که از مزدوران کشورهای عربی خاورميانه و از کشورهای مختلف هستند را به منظور فراگيری آموزش های لازم برای آغاز عمليات تروريستی به يکی ار کشورهای عرب خليج فارس که پايگاه نظامی اين کشور در آن قرار دارد برای اخذ جواز ورود به ايران منتقل می کند. المنار می افزايد اين افراد که با زبان فارسی نيز بعضا صحبت می کنند از طريق کاروانهای زيارتی وارد ايران می شوند.

آنانکه رويای آمريکا در سر دارند تا به کی در خواب غفلت نقش تدارکاتچی را بازی خواهند کرد؟ آيا وقت آن نرسيده کفن پوش فرياد << و اعدوالهم ما استطعتم من قوه>> سر داده و خواب را بر حراميان آشفته کنيم؟؟... التماس دعا

...............................................................................................................

  تا دوهفته ای ديگر خدانگهدار...

 پيام‌هاى ديگران

سه‌شنبه، 30 تیر، 1383

 

ای دريغا جان هستی

فاطمه(س)

                   امروز در افلاک شد

سلام…..

كلام اول: فرا رسيدن ايام شهادت يگانه بانوي عالم هستي و ريحانه الرسول حضرت فاطمه الرهزا سلام الله عليها رو به همه رفقا تسليت عرض مي‌كنم.

كلام دوم: هر چند كه مي‌دونم براي تسليت دير شده و حدود يكماه آپديت كردنم تاخير داره ولي تو اين مدت اونقدر فشار كار زياد بود كه حتي نمي‌تونستم به وبلاگ سربزنم ديگه آپديت كردن كه جاي خود داره. در هر صورت از همه رفقا كه مثل هميشه لطفشون رو از اين حقير مضايقه نكردند يه دنيا ممنونم. يه تشكر خاص هم برا رفقايي كه مدام سراغمون رو مي‌گرفتم حالا يا توي نظر خواهي وبلاگ يا تلفني يا حضوري و خلاصه همه جوره تحويلمون گرفتن! دم شما گرم! وقتي مدتي از كسي دور باشي هنگام ملاقات مي‌خواي هر چي كه تو اين مدت توي دلت انبار كردي رو يه هو بريزي بيرون اينه كه ممكنه حرفهاي پست اين هفته يه خورده(فقط يه خورده!) زياد بشه.

بعضي از دوستان كه سالها با ما بودن و از اوضاع و احوال اعتقادي ما با خبرن مدام گوشزد مي‌كردن كه فلاني چرا عليرغم تصور ما اصلا مطالب مذهبي نمي‌نويسي و بيشتر مطالبت حول مسائل سياسي و اجتماعي مي‌گرده؟ و همچنين رفقاي وبلاگي هم كه ما رو از نزديك نمي‌شناسن و به اسم وبلاگ توجه دارن. مطالب وبلاگ اين حقير براي عزيزاني نوشته مي‌شه كه اولاً بچه حزب الهي باشند ثانيا بچه هيئتي باشند و با حداقل سيره ائمه آشنا باشند و از همه مهمتر ولايتي باشند و به ولايت مطلقه فقيه ايمان داشته باشند. بديهيه همچنين فردي ديگه نياز به مرور دوباره احكام و اصول دين و حتي زندگينامه ائمه اطهار و ضرورت اصل ولايت و اينجور مسائل نداره. بلكه بايد بدونه رويكرد غرب به مهدويت و اسلام چگونه هست دنياي غرب براي مبارزه با اسلام و اسلام ستيزي چه ابزاري رو بكار مي‌بنده نقش ولايت فقيه در جهان اسلام به چه شكله چه خطراتي نظام رو تهديد مي‌كنن و…. به همين دليله كه اگه بنده عليرغم مشكلات موجود موفق به آپديت در هفته‌هاي اخير مي‌شدم با وجود ارادت قلبي بي‌نهايتي كه به حضرت زهرا(س) دارم تنها به چند سطر بسنده مي‌كردم.

چرا که مشكل بچه حزب الهي دونستن واقعه آتيش گرفتن درب منزل حضرت علي(ع) و وقايع بعد از اون نيست بچه حزب الهي ما بينش صحيح مي‌خواد. بايد بدونه اون سقيفه‌اي كه حضرت علي(ع) رو 1400 سال پيش خونه نشين كرد الان داره بدتر از اون رو براي علي زمان پياده مي‌كنه. اگه 1400 سال پيش يزيد بود الان يزيدها و يزيديان هستن.اگه… بقيه اش بمونه برا بعد…

قصد داشتم نامه يكي از سربازان اسرائيلي به فرماندهان خود كه خيلي از حقايق رو روشن كرده بود بنويسم ولي هفته پيش يه دوست به قول خودش نسل سومي به نام شاه پريون! توي كامنتش مطالبي رو خطاب به بچه حزب الهي‌ها گفته بود كه لازم ديدم حتما جوابش رو بدم البته بدليل اينكه تو كامنش از قتل‌هاي زنجيره‌اي صحبت كرده بود و اين قتل‌ها رو به فرماندهان ارشد يكي از نيروها نسبت داده بود مجبور شدم جهت جلوگيري از تشويش اذهان عمومي! پاكش كنم اما يه قسمت از نوشته‌اش رو ميارم:

من جز همون جونهايي هستم كه شما ها بچه سوسول مودونيد و اصلا قبولم نداريد… دوست داشتم حال و هواي شما و درد و دل‌هاي بچه‌هاي جبهه رو بدونم ولي شما بجاي اينكه آغوش باز كنيد منو به جرم سوسول بودن رانديد و بجاي رافت اسلامي چوب و چماق نشونم داديد.و اما در مقابل؟ او از غفلت شما استفاده كرد و زيركانه دست محبت نشانم داد و در آغوشم گرفت . مي خواستم با تو باشم ولي روي برگرداندي و در مقابل؟…او مرا دعوت كرد. من در كشاكش جوانيم به لبخندت نيازمند بودم ولي تو اخم كردي و مرا بچه غرتي خواندي و اما در مقابل؟… او برويم تبسم كرد! من از تو ايمان خواستم تو يقه بسته و تسبيح و ريش بلند نشانم دادي و اما در مقابل؟ او مرا به بيراهه كشاند و… همچنان تو مرا مي‌راني و من لحظه به لحظه در مرداب او غرق تر… واي بر شما اسلام را آنگونه كه خود دوست داشتيد براي ما تعريف كرديد. و واي بر شما كه با جهالت خود و تحجر ناشي از تعصب كوركورانه‌تان آبروي اسلام را ناجوانمردانه به باد داديد...واي بر شما.

شاه پريون/ 24/4/83 / ساعت 22:30 email: parivash2005@yahoo.com

دوست داشتم جواب اين نسل سومي گرامي رو توي همين پست بدم ولي خوب از حوصله خواننده خارجه ان شاءالله باشه براي پست بعدي. هر كدوم از رفقا هم كه مايل باشن مي‌تونن نظرشون رو بنويسن يا اينكه مستقيما به اين دوست عزيز ايميل بزنند.                                                          التماس دعا.

 پيام‌هاى ديگران

پنجشنبه، 21 خرداد، 1383

 

کلمه Armageddon يا آنگونه که در اصل مقاله‌ای که خواهيد خواند آمده است «هَر مَجِدون» واژه‌ای است اصلا يونانی که بنا به تعريف واژه نامه‌های آمريکايی همچون فرهنگ وبستر به معنای نبرد نهايی حق و باطل در آخرالزمان است.همچنين اين واژه نام شهری است در منطقه عمومی شام که بنا به آنچه در باب شانزدهم مکاشفات يوحنا آمده است جنگی عظيم در آنجا رخ می‌دهد و مرحله حاضر از زندگی بشر در آن زمان پايان می‌يابد. شايان ذکر است نويسنده مقاله دکتر عبدالکريم زبيدی می‌باشد.

حادثه شريف ظهور حادثه‌ای بزرگ است و قدرت‌های بزرگ جهان سياست‌های خارجی خود را بر مبنای حوادثی که پيش از آن رخ می‌دهد جهت داده و نقشه‌های نظامی خود را به شکلی سامان داده‌اند که آمادگی‌های لازم برای اين حادثه ملحوظ باشند. اين در حالی است که موسسات دينی و رسانه‌های اين دولت‌ها نيز مردم خود را برای پيشباز اين حادثه آماده می‌سازند به طوريکه از سال‌های دهه هشتاد ميلادی مردم خود را به ايمان جمعی به وقوع حادثه‌ای بزرگ در سرزمين شام که به نبردی هسته‌ای خواهد انجاميد توجه داده‌اند. اين موسسات پيوسته مردم خود را به ايمان به اين نکته فرا می‌خوانند که بزودی لشگری از دشمنان مسيح که بدنه اصلی آن از ميليون‌ها نظامی تشکيل يافته از عراق حرکت می‌کند و پس از گذشتن از رود فرات- که در آن زمان به خشکی گراييده است- به سوی قدس رهسپار می‌شود. اما نيروهای مومن به مسيح راه اين لشگر را سد کرده و همگی در آرماگدون برخورد خواهند کرد و در اين مکان است که درگيری اتفاق خواهد افتاد. صخره‌ها ذوب می‌شوند... ديوارها بر زمين فرو خواهند غلتيد... پوست تن انسانها در حاليکه ايستاده‌اند ذوب شده و ميلیونها نفر از بين می‌روند... و اين نبردی نهايی و هسته‌ای است... سپس مسيح برای بار دوم از جايگاه بلند و رفيع خود به زمين فرود می‌آيد... و پس از چندی زمام رهبری جهان را در دست گرفته و صلح جهانی را برقرار می‌کند... او دولت صلح را بر زمين نو و زير آسمانی تازه بنا می‌کند... و اين مهم را از مرکز فرماندهی خود در قدس عملی می‌سازد. يک بررسی انجام گرفته از سوی موسسه تلسن نشان می‌دهد که در حال حاضر ۶۱ ميليون نفر آمريکايی در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده‌اند و اين در حالی است که ذکر موسسات دينی و ايستگاه‌های راديو تلويزيونی که به اين مهم پرداخته‌اند در اين مجال کوتاه ميسر نيست. موسسات دينی آمريکايی اين نکته را روشن ساخته‌اند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد بنا به پيشگويی حرقيال(فصل ۳۸ و ۳۹) از نظاميانی از عراق، ايران، ليبی، سودان و قفقاز در جنوب روسيه تشکيل می‌شوند. آرماگدونی که اين عده از آن سخن می‌گويند همان حادثه عظيمی است که پيش از ظهور مهدی، عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، رخ خواهد داد، همان حادثه بزرگی است که ائمه ما عليهما السلام نام «قرقيسيا» را بر آن اطلاق کرده‌اند و خبر داده‌اند که ميليونها نظامی از آمريکا، اروپا، روسيه، ترکيه، مصر و دول مغرب عربی به اضافه سربازانی از سرزمين شام شامل کشورهای سوريه، اردن، لبنان، فلسطين و اسرائيل همگی در ناحيه قرقيسيا برخورد کرده و پس از حصول درگيری اين سفيانی است که در پس آنکه همگی را چونان کشتزاری درو شده در هم می‌کوبد از صحنه نبرد پيروز بيرون می‌آيد. حادثه قرقيسيا همان حادثه بزرگی است پيش از ظهور حضرت حجت بن حسن عسگری عليهما السلام رخ می‌دهد و از آنجا که اين حادثه به سفيانی ربط دارد و سفيانی نيز از علائم حتمی ظهور است لذا وقوع اين حادثه حتمی است. چه امام مهدی عجل‌الله‌فرجه پس از حتدثه قرقيسيا با سفيانی برخورد خواهد کرد و پس از شکست وی برای ديدار مسيح رهسپار قدس خواهد شد.

در هر صورت رفقا زمان داره بسرعت می‌گذره و حوادث سياسی و اجتماعی جهان همه حاکی از نزديک بودن اين حادثه عظيم است و اين در حالی که ما نه خودمون و نه خانوادمون رو برای آن آماده نکرده‌ايم. بالاخره بايد کاری کرد. درسته؟...

 

 پيام‌هاى ديگران

چهارشنبه، 6 خرداد، 1383

 

توطئه سيا براي ايجاد تفرقه ميان شيعيان

مرگ بر آمریکا

اخيرا کتابي به نام «نقشه‌اي براي جدايي مکاتب الهي» در آمريکا انتشار يافته است که در آن گفتگوي مفصلي با دکتر «مايکل برانت» يکي از معاونان سابق سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) انجام شده است. وي در اين گفتگو به طرح‌هايي اشاره مي‌کند که عليه شيعيان و مذهب شيعه تدارک ديده شده است.بخش‌هايي از اين کتاب را بطور خلاصه مرور مي‌کنيم:

... در يک گردهمايي که با حضور مقامات سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا(سيا) برگزار شد و در آن نماينده‌اي از سرويس اطلاعاتي انگليس(به علت تجارب زياد اين کشور در جوامع اسلامي) نيز حضور داشت، تصويب شد که روي مذهب شيعه تحقيقات بيشتري صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامه‌ريزي‌هايي داشته باشيم. به همين منظور ?? ميليارد دلار بودجه براي آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه مرحله به ترتيب زير انجام شد:

?- جمع آوري اطلاعات و آمار ?- اجراي اهداف کوتاه مدت با انجام تبليغات عليه شيعيان و راه‌اندازي اختلافات مذهبي ميان شيعيان با ديگر مذاهب اسلامي ?- اجراي اهداف بلند مدت جهت از بين بردن اين مذهب. بر اساس مرحله اول پروژه محققاني به سراسر جهان اعزام شدند که به سوالات زير پاسخ داده شود:

الف) شيعيان در کدام مناطق جهان و در هر منطقه چقدر نفوذ دارند. ب)چگونه تضادهاي داخلي شيعيان را مي‌توان تحريک کرد. ج)چگونه بين شيعيان و سني‌ها اختلاف انداخته و از اين اختلافات بهره‌برداري کنيم. پس از نظر سنجي‌ها ما متوجه شديم که قدرت مذهب شيعه در دست مراجع و روحانيت مي‌باشد. آنها در هر زمان از اين مذهب صيانت و پاسداري مي‌کنند. اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند که مراجع شيعه در طول تاريخ هيچگاه از حاکم غير اسلامي و ظالم تبعيت نکرده‌اند لذا بطور مستقيم نمي‌توان با مذهب شيعه روبرو شد و امکان پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده کار کنيم. ما بجاي ضرب‌المثل انگليسي اختلاف بيانداز و حکومت کن از سياست اختلاف بيانداز و نابود کن استفاده کرديم. در همين راستا برنامه‌ريزي‌هاي گسترده‌اي را براي سياست‌هاي بلند مدت خود طرح کرديم. حمايت از افرادي که با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج کافر بودن شيعيان به گونه‌اي که در زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گسترده‌اي عليه مراجع و رهبران ديني شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود را در ميان مردم از دست بدهند. يکي ديگر از مواردي که بايد روي آن کار مي‌کرديم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي بود که هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه مي‌دارند. ما تصميم گرفتيم با حمايتهاي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلي اينگونه مراسم که افرادي سودجو و شهرت طلب هستند، عقايد و بنيانهاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل کنيم و مسائلي انحرافي در آن بوجود آوريم بگونه‌اي که شيعه گروهي جاهل و خرافاتي در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراواني عليه جمع‌آوري شده و بوسيله مداحان و نويسندگان سودجو انتشار دهيم و تا سال ???? مرجعيت را که سد راه اصلي مي‌باشند تضعيف کرده و آنان را بدست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود کنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين مذهب و فرهنگ بزنيم.

بچه‌ها تا فاطميه چيزي باقي نمونده. همه ما در طول اين ايام بطور مرتب هيئت مي‌ريم هرچند که خيلي از رفقا هم هيئت هفتگيشون مثل نمازشون ترک نمي‌شه. اگه يادتون باشه سال گذشته متقارن با باب شدن بعضي اشعار و ادا و اصولها! در هيئت چند نفر از مثلا مداحان! استاد گرامي آقاي رحيم پور ازغدي در سخنان پيش از خطبه نماز جمعه نسبت به بدعتهايي که مستقيما از طرف انگليس هدايت مي‌شه و در بعضي هيئت‌ها باب شده هشدار دادند.(همون قضيه صداي سگ درآوردن و قلاده انداختن و... تو هيئت‌ها مي‌گم) به حمدالله با هوشياري بچه‌هاي وزارت تا حد قابل قبولي از ادامه اين مسائل جلوگيري شد ولي خيلي مسائل ديگه تبديل به فرهنگ شده بود و الان هم توي تقريبا اکثر هيئت‌ها وجود داره. همون مسائلي که در مطلب «هيئتي‌ها نخوانند» به اونا کاملا اشاره کردم. هر چند که نوشتن اون مطالب موجب ناراحتي شديد رفقامون تو هيئتمون شد ولي خوب هميشه حرف حق شيرين نيست!  به اميد اونکه از عزادارن واقعي اهل بيت باشيم...

 پيام‌هاى ديگران

چهارشنبه، 23 اردیبهشت، 1383

 

يا ايها المسلمون اتحدوا....

شب، اتاق خواب... روزنامه جمهوری اسلامی... صفحه جهان... :

«... در حالی که شما لباس بر تن داريد ما را عريان کرده‌اند و هر روز در مقابل سربازان به نمايش می‌گذارند... اگر خجالت نمی‌کشيدم و شرم و حيا اجازه می‌داد می‌گفتم که چطور بر ما تجاوز کردند و چه وحشيگری‌هايی بر ما انجام نمی‌دادند... برادران ما همه به مرگ خود راضی هستيم، بياييد ما را بکشيد و همراه ما نطفه آنها را که داخل بدنهايمان است از بين ببريد... ما به مرگ خود راض هستيم... ما به مرگ خود راضی هستيم. خواهر شما نور/ زندان ابوغريب...»

مطالب بالا قسمتی از نامه تکاندهنده يکی از دهها زن مسلمان در بند اشغالگران آمريکايی در زندان ابوغريب می‌باشد. نامه‌ای که دل هر مسلمونی و بلکه هر انسانی رو به لرزه در می‌آره. پس چی شد اون حقوق بشر و دموکراسی که بوش از اون سخن می‌گفت؟ دموکراسی يعنی اين که شب هنگام وحشيانه به منازل مردم بی سرپناه و مسلمان عراق حمله کنند و در مقابل چشمان مرد خانه به همسر وی هتاکی کنند؟ همين آقايون کرد فلوجه رو ببينين چه طور قتل عام شدن. فکر می‌کنين چرا در شهری مثل نجف چنين اتفاقی نمی‌افته؟ يادمه پارسال ۱۹ تير توسط پليس محلی سليمانيه عراق(با عنوان آسايش) بازداشت شديم و چند شب هم آب خنک خورديم يادمه يکی از اون جوونهای کرد که بصورت داوطلب در اختيار پليس بود با افتخار رو به ما فرياد می‌زد که حاضره تمام زندگيش رو بده تا يکروز جای يه جوون آمريکايی باشه!!! خود باختگی از اين بيشتر. به نظر شما چنين جوونی اين توانايی رو داره در آينده از حرکات يه سرباز زن ۲۱ ساله آمريکايی(بخونيد گاوچرون!) که به غير اخلاقی ترين روش پدران وی را مورد هتاکی و تحقير جنسی قرار می‌ده جلوگيری کنه؟؟!! و يا فرياد بزنه که چرا سربازان سفاک آمريکايی بدون هيچ پروايی و وحشيانه به مادران وی در مقابل همسر خود تجاوز می‌کنند؟؟!! و وای بر آنهايی که در جمهوری پر برکت و اسلامی ايران در ناز ونعمت زندگی می‌کنند و سنگ گاوچرونهای آمريکايی رو به سينه می‌زنند. و صد البته جماعتی اينچنين خود فروخته لياقت همان رژيم فاسد و طاغوت پهلوی رو دارن... آقايون توی بوق و کرنا کردن که آزادی نداريم و خفقانه و هزار جور اشک تمساح ريختن. درحالی که توی مطبوعات وابسته به احزابشون( هر دوستی که علاقه داشت می‌تونم نشانی بدم) به اصيل ترين مبانی دينی ما، به قيام عاشورا و محرم و صفر ما(که بقول حضرت امام(ره) اسلام رو زنده نگه داشتند) و حتی به اميرالمومنين(ع) و امام زمان(عج) هم آشکارا و بی محابا اهانت می‌کنند. ديگه آزادی( اونم از نوع بی قيد و بند) از اين بيشتر؟ توهين به انقلاب و حزب الله و خانواده شهدا و بسيج و غيره که ديگه جای خود داره. همين خانمی که مدام تو وبلاگ دوستان کامنت می‌زاره که ما رو چنين کردن و چنان کردن تشريف بيارن تا دست گل دوستانشون رو روی بدن بچه‌ها نشونشون بدم... حرف‌های زيادی داشتم ولی بقيه‌اش بمونه برای بعد.... فقط بچه‌ها بشارت که:

فان حزب الله هم الغالبون

آينده از آن حزب‌الهی هاست. مقام معظم رهبری

 پيام‌هاى ديگران

چهارشنبه، 9 اردیبهشت، 1383

 

الهم العن المردم الآزار و العن الهکر!

با سلام خدمت دوستان خوبم. متاسفانه بدلايل کاملاً نا معلوم وبلاگ بنده دستکاری شده و چندتا از يادداشتهايم از جمله اين يادداشت آخريم(۲۵/۱/۸۳) رو پاک کردن. لذا خجالت زده و شرمنده دوستان خوبم(اميدجان، حسين آقای عرفه!، الهدی عزيز، علی‌آقای انصاری، حرمان هور عزيز، علی‌آقای ذوالجناح!، برادر وود!، آقا مهدی بچه قلم!، علی آقای اسلام و غرب!، آقا مجيد سلام آقای خامنه‌ای!، عباس آقا ثارالله!، آقا زهير شهدا!، نينای ضد وبلاگ من با اون عقايد باحالش!، محب فاطمه گرامی، بيسيمچی هميشه به گوش! و خواهران خوبم عرشيان گرامی، خواهر شميم گرامی، زينب خانم، مريم خانم، فاطمه خانم، صبا خانم و... ۱۲ دوست ديگری که متاسفانه اساميشون رو فراموش کردم) که محبت کرده و به وبلاگ خودشون تشريف آورده و برام کانت گذاشتن. خدا ريشه هر چی هکر و مردم آزار نابود کنه! علی ای الحال چون بک آپ مطالبم رو داشتم(تا چشای هکره درآد!) دوباره آپلودشون کردم البته همراه عرايض جديدم. باز هم يه دنيا شرمنده...

***

شهادت يازدهمين امام همام حضرت امام حسن عسگری عليه‌السلام را به تمام دوستان خوبم تسليت عرض می‌کنم.


یادت در من غوغا می کنه...

برای پدرم و زخمهای شيميايی تنش...

ای خوب، ای عاشق، نمی‌دانی چقدر دلم برای آن جاده‌های خاکی تنگ شده است، اينجا آسفالت‌هايش نيز کسالت‌آور شده است. نمی‌دانی که چقدر دلم می‌خواهد دوباره خاکريزها را در آغوش بگيرم و در گوش سنگرها زمزمه کنم. چقدر دلم برای آن لحظه‌های خداحافظی تنگ شده است. هنگاميکه يکديگر را در آغوش می‌کشيدند، عجب محشری بود. در گوش هم می‌گفتند:« رفتيم اگر نامهربان بوديم...» رفتند اما مهربان بودند. آنها رفتند اما بار گرانی بر زمين مانده است.

ای سردار يادت هست می‌گفتی شقايق‌ها وارث خون شهيدانند، اينجا کسی حرمت خون شقايق را ندارد. ياد شب‌های حمله بخير، آن هنگام که صدای رمز «يا زهرا» سکوت شب را برهم می‌زد، از آن همه هياهو فقط سکوت نصيب من شد، ياد والفجر ۸ بخير. کربلای ۵ را يادت هست؟ زير اين آسمان آبی، کهکشانی از ياران عاشق بر لبانشان ترنم «امن يجيب» بود و شب آسمان شلمچه چه پر ستاره شده بود و تو در آن هنگام دانه‌های اشکت را به بزم آنها هديه کردی چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده، روزهايی که برنگ خدا بود و پر از ياد خدا بود و آن سرزمسن کربلايی يادش بخير. از آن روزها تنها خاطره‌ای بيش نمانده.نمی‌دانی چقدر دلم هوای غروب مهران کرده، هوای صبح دوکوهه، هوای فاو، کرخه، فکه، چقدر دلم می‌خواهد بار ديگر معراج عاشقان را ببينم. اينجا مردم خود را در کوچه پس کوچه‌های عادت محصور کرده‌اند، يادش بخير روزهايی که می‌خوانديم«موجيم که آسودگی ما عدم ماست» ولی سردار من نياسوده‌ام هميشه يادتان در من غوغا می‌کند.تنهايی سخت است و بازمانده بودن سخت تر.آی حمزه‌ای‌ها، کميلی‌ها، مالکی‌ها چرا مرا دراين مرداب فراموشی رها کرده‌ايد، سردار مگر نگفتی که در مرداب بی‌حاصل نبايد چشم‌ها را بر نيلوفرهای آبی بست، پس چرا چشم‌هايت رابسته‌ای. از يادم نمی‌رود روزی که برايم از حسين بی‌دست گفتی، از حرف‌های بکر باکری، يادم نمی‌رود که روزگاری در کنار آيينه‌ها رسم وفا می‌آموختيم ولی نمی‌دانم چرا امروز بايد درد بی‌مهری آيينه‌ها را تحمل کنيم. مرا درياب مثل همان روزها. راستی سردار دل من هنوز تنگ است!

 


 

تو دوران نوجوونيم که يه حس و حالی هم داشتم چند سطری تو مايه‌های مناجات و دردودل می‌نوشتم و برای صفحه مدرسه کيهان می‌فرستادم اونا هم برای دلخوشکنک ما هم که شده می‌چاپيدنش. بعد از مدت‌ها دوباره رفتم سراغ دست نوشته‌ها و... اگه جالب نيست ببخشيد:

 خسته و تنها پا در کوچه‌های تنهايی می‌گذاری. با سکوت هم آواز می‌شوی و اشک را ميهمان تنهاييت می‌کنی تا شمع وجودت اندک اندک آب شوند و گونه‌هايت سيراب گردند. خسته‌ای.دوست داری بر فراز قله صميميت بايستی و خستگی‌ات را فرياد بزنی. خسته از آن همه رياکاری، نيرنگ و بی‌وفايی، از آن همه دروغ و غيبت و تهمت و هزاران گناه ديگر. از خودت متنفر می‌شوی.

 

بدنبال همدلی می‌گردی که با او دردد دل کنی. بدنبال گوشهايی می‌گرديی که حرفهايت را بشنود، چشم‌هايی که لبانت را بنگرد و دست‌هايی که راه سعادت را نشانت دهد.

 پلک‌هايت بی‌تابند و دقايقی بعد خواب را هديه چشمانت می‌کنند...

 

...با صدای اذان چشم می‌گشايی. سجاده‌ات را بصوی نور می‌گسترانی و به وسعت عشق نماز می‌گزاری. حس غريبی در ژرفای دلت شکل می‌گيرد، مثل يک گل سرخ در کوير دلت می‌شکفد، مثل يک ستاره فروزان در آسمان تيره دلت می‌ درخشد و مثل يک پرنده سپيد از بام چشمان گناه آلودت پرواز می‌کند و تولدی ديگر را نويد می دهد.

 

لحضاتی بعد، چشمان تطهير شده‌ات با نم نم عشق، خيس مهربانی می‌شوند. دستانت را بالا می‌بری و زير لبانت نجوا می‌کنی:« بارالها مرا با هر گناهی که کرده‌ام وبا هر خطائيکه که سر داده‌ام بيامرز(فرازی از کميل) که تو خير الغافرين هستي».

کيهان/صفحه مدرسه/۲۴ دی ۷۹

 

                                       ***

               سيمای دوم خردادی از نگاه دوم خردادی

                                    ما نا توانيم!

محسن آرمين عضو سازمان مجاهدين (الهم العن منافقين...)و فراکسيون مشارکت در مجلس ششم: انتخابات شوراها نشانه متقنی بر اين واقعيت است که ديگر اصلاح‌طلبان چنين قدرتی ندارند. آنان خيلی از ظرفيت و اعتبارشان خرج کرده‌اند. مسئوليت جبران آثار تخريبی بحران‌ها تصنعی و تحميل شده به جامعه را از اعتبارشان پرداخته‌اند. الآن ديگر کارت اعتباری اصلاح‌طلبان تمام شده است...

 


               انتشار اسامی شرکت‌های حامی رژيم صهيونستی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در پی ترور عبدالعزیز رنتیسی، روز جمعه در تهران توزیع گسترده كارت‌هایی حاوی اسامی تعدادی از شركت‌های حمایت‌كننده رژیم صهیونیستی با هدف تحریم كالاهای تولیدی این شركت‌ها، صورت گرفت.
در یك روی كارت، اسامی این شركت‌ها از جمله؛ كوكاكولا، اینتل مكدونالد، نستله، اسپرایت و ... به چشم می خورد و در روی دیگر كارت تصویر یك سرباز اسرائیلی در حال فشار دادن گلوی یك كودك فلسطینی مشاهده می‌شود.
بر اساس این گزارش، در این كارت‌ها كه تهیه و توزیع آن توسط اتحادیه بین‌المللی دفاع از حقوق ملت فلسطین، كمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن و جمعیت دفاع از ملت فلسطین صورت گرفته است، خرید كالا از این شركت‌ها ، گلوله‌ای به سینه كودك فلسطینی، تشبیه شده است.

و اما مطالب ۲۵/۲/۸۳ که پاکش کرده بودند:

السلام علی قلب الزينب الصبور

دوست داشتم حداقل چند خطی برای دل خودم هم که شده بنويسم ولی خوب با دلی که از بديها و سياهی ها زنگار گرفته که چيزی نميشه نوشت! می‌شه؟اونقدر توی امورات روزمرمون غرق شديم اونقدر به فکر دنيا و دنياطلبی هستيم که اصلا فراموش کرديم کی هستيم؟ کجا هستيم؟ و از همه مهمتر برای چی هستيم؟ يادمه پارسال با يکی از بچه‌ها نذر داشتيم هر هفته بريم بهشت زهرا تا بلکه امام حسين(ع)  به خاط روی گل شهدا هم که شده مثل هميشه آقايی کنه و ما رو هم....اما وقتی که حاجتمون رو گرفتيم... ای دل بی معرفت... نه اشتباه نکنين به خدا شهدا به فاتحه خوندونو اشک تمساح ريختن من و امثال من نياز ندارن بلکه اين قلب داغون ماست که برا زنده موندن و عاشق تپيدن به معرفت و مرام شهدا نياز داره.ولی افسوس.... از حزب الهی بودن فقط بيست سانت ريش گذاشتن(اخوی ببخش خودم رو ميگم) پيراهن رو شلوار انداختن و هيئت هفتگی رفتن و ... رو بلديم ولی اصل قضيه رو بی خيال بی خيال شديم. منظورم رو که می فهمي؟ شب ۲۰ خرداد پارسال کوی دانشگاه يادته؟ فدای مظلوميتت آقاجان!

خيلی حاشيه رفتم. خلاصه ختم کلام! بچه ها جمعه خيلی حال داد جاتون خالی!

يکی از بچه‌ها دوربين آورده بود و از اونجا که اين حقير زحمت حمل کيف و کاپشن و کفش و جوراب!!!! و بقيه متعلقات ايشون رو متحمل شدم! قرار شد چند تا از اون عکس با حالاشو برای وبلاگم بده. ولی تا حالا که خبری نشده. يکی دو روز ديگه حتما سر بزنيد خداييش عکسای خيلی باحالی شده!

 


هيئتی ها نخوانند!

وقتی مجبورمان کردند از سنگرها به شهرها بیاییم/ اصلا فکرش را نمی کردیم که اینگونه غرق بازی شویم/ ما را با یک سماور برقی سرگرم کردند/ و با یک موبایل متمدن شدیم/ یاد گرفتیم بگوییم بی خیال ...خوش باش... یا علی مدد/ چند سالی است قحطی عقل و عشق بیداد می کند/ رفوزه های بسیج مغازه دار شدند/ و گناه وتنبلی را به گردن این و آن می اندازند نمی دانم چرا هیچ کس به این ریشداران بی ریشه نگفت: بالای چشمتان ابروست و چرا هنوز کارت بسیج در جیبشان و بیسیم در گوششان است/ راستی شلمچه کجا بودند/ کوی دانشگاه چه می کردند/ جنگ که تمام شد خودی های نخودی هم سری توی سرها درآوردند/ و در فضای ملکوتی قهوه خانه ها به مذاکره نشستند/ و جهانی سازی دنیا طلبی را علت بیکاری و بیکاری را علت قلیان کشیدن خود می دانند/ و به عشق حسین قلیان نذری و آش چشم و هم چشمی پخش میکنند/ و با خوشحالی در همه جا می‌گويند کدام مسجد اينقدر برای امام حسين و ائمه مراسم داغ و پر دود و آه برگزار می‌کند/ وقتی دندانهای عقلمان عاريه‌ای باشد/ بايد هم عکس شهدا و ... را در قهوه خانه آنهم روی قليان بزنيم و به هم قليان و سيگار ولايتی تعارف نماييم/ سردمداران هيئت و هيئت بازی برای حفظ پرستيژ هيئت قليان ميکشند/ و به بزرگ و کوچک هم تعارف می‌کنند/ و شعارشان سينه‌زنی آری و سخنرانی هرگز است/ من بعضی وقتها در خيابان به دنبال يک سرسوزن غيرت می‌گردم/ بيا بی خيال باشيم/ در روزگار چرخشهای صد و هشتاد درجه/ در روزگار جوک و غيبت قليان/ يادش بخير/ تلخ و شيرين/ داريوش و گوگوش/ نعمت نفتی/ روزگار دمپايی‌های لا انگشتی/ آدمهای لا ابالی/ بسيجی‌های بی خيال/ ماموران قلابی/ بيسيم‌های تاکی واکی/ بيا به فرحزاد برويم/ قليانش می‌چسبد/ مطمئن باش بد نمی‌گذرد/ بيا به فکر تک چرخ زدن باشيم/ بيا به فکر سبک ساختن برای سينه‌زنی باشيم/ برای مداحی آهنگ‌های ترکيه‌ای معرکه است/ بيا به فکر تمدن باشيم/ وقتی تابوت شهيد نمی‌آيد/وقتی قرار است درس نخوانيم/ مسجد نرويم/ برای بسيج نرفتن اين و آن توطئه بچينيم/ راستی: اون همه خونی که داديم خون حجامت ملت بود؟/ تا بسيجی ديزی دو نفره کوفت کند و قليان بکشد/ و به بيسيم آيکوم و موتورولايش بنازد/ وبا موبايلش قرار مورد گيری بگذارد/ و هر وقت هوس رفيق به سرش زد به بهشت زهرا(س) و حرم مطهر برود/ و از شب نشينی‌هايش فيلم هندی‌کم بگيرد/ اين همه خون حجامت ملت بود؟ تا يک موی فلان لات/ به ششدانگ فلان مسجد بيارزد/ تا از مردم حق حساب بگيرد/ راستی چرا بعضی‌ها از سادگی انقلاب سوء استفاده می‌کنند؟؟؟؟

 پيام‌هاى ديگران

سه‌شنبه، 8 اردیبهشت، 1383

 

با سلام متاسفانه وبلاگم دچار مشکل نسبتا اساسی شده! ان شاء الله بزودی با کمک برو بچ پرشين رفع خواهد شد. به اميد ديدار مجدد... التماس دعا.

 پيام‌هاى ديگران

دوشنبه، 10 فروردین، 1383

 

سلام دوستان!

بدليل مشکلی که در ارتباط با آپلود کردن داشتم تصاوير و صوت وبلاگ قبلاً پخش نمی‌شد لذا از همه عزيزانی که قدم رنجه کردن تشريف آورده بودند عذر می‌خواهم! چاکر همه بر و بچ حزب الهی! 


 عيد نوروز مبارک!

سال 83،  سال پاسخگویی سه قوه  به ملت ایران است

بخشی از بيانات مقام معظم رهبری بمناسبت فرارسيدن سال جديد


هنوز عطر بهاران در دلهایمان خانه نکرده بود که جوخه‌های ترور رژيم سفاک صهيونيستی بار دگر گلی از گلستان حزب‌الله را به ديار معشوق راهی ساخت. خبر دردناک بود و سخت:

شهيد شيخ احمد ياسين، رهبربزرگ و روحاني ونيز بنيانگذار جنبش مقاومت اسلامي فلسطين حماس در  سحرگاه روز دوشنبه، 22 مارس، پس از اداي نماز صبح هنگام خروج از مسجدي در شهر غزه هدف موشک هاي پرتاب شده از سوي هلي کوپترهاي نظامي اسرائيلي قرار گرفت و به شهادت رسيد .

خون شيخ احمد ياسين درخت تناور مقاومت اسلامي را آبياري و شعله خشم ملت فداكار فلسطين را شعله‌ورتر خواهد كرد

                                     مقام معظم رهبري

 

يا ايهالمسلمون اتحدوا اتحدوا

 

جهان برای اسرائیل و اشغالگران ناامن خواهد بود و كاخ شیشه‌ای مستكبران به زودی فرو خواهد ریخت

بخشی از بيانيه پايانی راهپيمايی ضد صهيونيستی مردم

 

             يه خبر ديگه از سرزمين فلسطين:

 

يك نوزاد فلسطينی به همراه اسم نوشته شده عموی شهيد خود بر روی گونه اش به دنيا آمد

اين نوزاد فلسطيني در پديده اي عجيب، پس از آن كه زمان تولدش يك ماه به تأخير افتاد و در شب قدر به دنيا آمد، نام «علا»، عموي شهيدش را با خط زيباي عربي و كاملاً واضح روي گونه اش دارد.روزنامه «الشرق الاوسط» با اعلام اين خبر افزود، مادر بزرگ اين نوزاد گفته است، او پيش از تولد نوه اش، اصرار داشته كه حاضر نيست، نوه اش همنام پسر شهيدش باشد، اما پس از تولد با ديدن اسم پسر خود كه با رنگ قهوه اي و زيبا بر روي گونه نوزاد نقش بسته بود، شوكه شده است.«الشرق الاوسط» نوشت، مردم فلسطين از سراسر اين كشور براي ديدن اين كودك - كه برخي از او به نام معجزه الهي ياد مي كنند - به بيت اللحم مي آيند.


حتما شما هم اين حديث رو شنيده‌ايد که الغيبت اشد من الزنا؟ اثر تخريبی که غيبت(اين عنصر مطلوب و مجلس گرم‌کن خانمها!!) بر روح و روان انسان می‌گذارد بسيار بيشتر و مخرب تر از عمل شنيع زنا می‌باشد. اگر شما هم با بنده موافقيد پس مقاله زير را بخوانيد: 

برای برقراری رابطه بهتر چه بايد كرد؟


 غيبت، ارتباطي است كه بر ديگران آسيب مي رساند و زندگي ها را خراب مي كند. آبروي افراد را مي برد، بين خانواده ها اختلاف و شكاف ايجاد مي كند و دوستي ها را به هم مي زند. موهبت كلام بسيار با ارزش است ولي به نحوه استفاده آن بستگي دارد.
 آيا دوست داريد با صحبت هايتان به جاي ناراحت كردن ديگران ، آنان را آرام كنيد؟
 به جاي آسيب رساندن، درمان كننده باشيد؟ به جاي سوزاندن و خراب كردن سازنده باشيد؟ پس روش هاي زير را امتحان كنيد:
 
۱) كلام تان مثبت باشد.
 
فقط جملات مثبت به كار ببريد. با محبت و مهرباني صحبت كنيد. قبل از صحبت كردن فكر كنيد و سنجيده سخن بگوييد.
 
۲) از شنيدن غيبت خودداري كنيد.
 
از شنيدن تهمت، غيبت و هر نوع سخن منفي خودداري كنيد.
 
۳) براي حرف هاي منفي خود دليل تراشي نكنيد.
 
هرگز حرفي نزنيد كه مجبور شويد آن را توجيه كنيد. براي مثال بگوييد، شوخي كردم منظوري نداشتم.
 
۴) از نكات منفي چشم پوشي كنيد.
 
با ديد مثبت در مورد ديگران قضاوت كنيد. همان طوري كه دوست داريد در مورد شما قضاوت شود، در مورد ديگران نظر دهيد. اگر شما را براي كاري كه تقصيري نداشته ايد متهم كرده اند، به خوبي مي توانيد احساس كنيد كه قضاوت نادرست چقدر سخت است.
 
۵) فروتن باشيد.
 
از خشونت، خودخواهي و غرور خودداري كنيد. از پيروزي هايتان لذت ببريد، ولي مغرور نشويد. انسان فروتن مي داند كه خداوند در كارها و موفقيت ها او را ياري داده است.
 
۶) سنجيده و بجا صحبت كنيد.
 
اگر دوست تان اخراج شده و بيكار است، موفقيت هاي كاري، اضافه حقوق و ترفيع دوست مشترك تان را مطرح نكنيد.
 
۷- صداقت بهترين سياست است.
 
همواره صادق باشيد جز در مواردي كه صداقت شما باعث مشكلات يا رنجش ديگران مي شود. در هر كاري صادق باشيد ولي هرگز با صداقت خود، دل ديگران را نشكنيد.
 
۸- معذرت خواهي كنيد.
 
هر كسي اشتباه مي كند. پس با شهامت معذرت خواهي كنيد.
 
۹- عفو كنيد .
 
اگر كسي به شما بد كرده است، آن را فراموش كنيد. به خاطر خودتان او را ببخشاييد. انسان هاي بخشنده سالم تر و شاد ترند و كمتر دچار فشار رواني مي شوند . برخي ظاهراً مي گويند كسي را مي بخشند ولي در عمل نه مي بخشند و نه فراموش مي كنند.
 
۱۰- به علائم غيركلامي خود توجه كنيد.
 
شايد گفتارتان در ظاهر مثبت باشد ولي علائم غيركلامي شما مانند حالت چهره، طرز نشستن و... ممكن است عكس آن را ثابت كند، پس علائم غيركلامي را با گفتارتان هماهنگ كنيد.

 


آخرين خبر هم برای زن ذليلان عزيز!!:

طبق گفته خانم زهرا شجاعی مشاور رئيس جمهور ميزان حضور زنان در فعاليت‌های قرآنی سه برابر مردان می‌باشد.

ما مردها هم برويم غاز بچرانيم!!

 

خداحافظ!

 پيام‌هاى ديگران

لينک ها

Link #1

Link #2

امکانات

لوگوي وبلاگ من


:حضور و غياب


وبلاگ هاي دوستان

  RSS 2.0